نمی دونم دوری چه خاصیتی داره  که دلها رو حتی اگه  از هم دور شده باشن بهم نزدیک میکنه ...

روزهایی که بی توجه  میشم ...روزهایی که عصبی و بی حوصله  با همراهت تماس میگیرم که سر ظهره لطفا سریعتر خودت رو برسون تا باهم نهارمون رو بخوریم و تو با خنده بهم میگی تو نهارت رو بخور من دوساعتی طول میکشه تا با این ترافیک برسم خونه و هنوز پای میز نرفته  صدای پاهات رو توی پله ها می شنوم و در باز میشه با خنده تو ....

شبهایی که می مونم منتظرت تا زودتر بیای خونه و رسیده و نرسیده پسرک رو که از عشق ورود تو سر از پا نمی شناسه زودتر از من توی بغل بگیری و ....

روزهایی که باهام تماس میگیری و میگی دارم میام خونه چیزی لازم نداری برات بگیرم و من بی حوصله میگم نه فقط زودتر بیا حالم خوب نیست ....

وقتهایی که یادم میاری قرصهات رو خوردی ؟ قند خونت رو چک کردی ؟....

صبحهایی که زودتر از من از خواب پا میشی و واسه خوشحالی دل من ظرفها رو میشوری و صبحانه رو حاضر میکنی و میری ...

شبهایی که از زور خستگی مفرط چشمات ناخوداگاه موقع فیلم دیدن به خواب میرن و من افسرده میشم ....

وقتهایی که بی هوا و بی منظور بهم میگی حواست به بچه ام باشه و جوابت میدم پس من چی ؟ جوابم میدی تو همه چی ....

اینا رو هیچ وقت و هیچ زمانی ندیدم ....بی عبور و بی فاصله از تک تک شون رد شدم بی خاطره ..

اون لحظه ها رو هیچ وقت ندیدمشون ...

هرگز فکرش رو هم نمی کردم بی حضورتو ...بغض مهمون دلم بشه .... امروز عصر وقتی باهام تماس گرفتی و گفتی برنمیگردی خونه حس کردم یه چیزی تو گلوم داره خفه ام میکنه ...دو ساعت بعد گفتی ماشینم خراب شده و نمی تونم بیام ...اس ام اس دادم که دلم برات یه ذره شده و زمانی که جوابم دادی من از دیونه ترم ...سیلاب اشک بود که سرازیر شدن ..

نمی خوام بگم من و همسرم بی نظیر هستیم ...یا بی نهایت عاشق هم هستیم ..ما هم مثل هزاران زوج دیگه خالی از عیب و نقص نیستیم اما بشخصه هرگز متوجه خالی بودن لحظاتم بدون حضورش اونم تا این حد نبودم ( حدود هفت روزی میشه  که از همدیگه دوریم بخاطر مسایل کاری )

امروز به عشق اومدن تو رفتم ارایشگاه موهام رو که دیروز رنگشون کرده بودم .... کوتاه کردم ....ابروهام رو مرتب کردم ..خونه رو چیدم ..توی ذهنم مدام  حساب میکردم چه ساعتی میرسی تا غذای دلخواهت رو درست کنم اما اون تماس لعنتی و اون خرابی بی موقع ماشین همه نقشه هام رو بهم ریخت ...اما شکر می دونم تاخیر بوجود اومده بی حکمت نیست ...باز هم منتظر می مونم ...

منتظر تا از در بیای و خنده هات رو به من و پسرک هدیه بدی و......