دیروز توی خونه بودم و داشتم خونه رو مرتب میکردم ...یهو با خودم گفتم بزار زنگ بزنم به خواهرم تا بیاد و با همدیگه بریم یه دوری بزنیم ...

بهش زنگ زدم و گفت ماشینش رو داره تمیز میکنه تا یه ربع دیگه میاد دنبالم ...

منم تندی اماده شدم ..دیگه با همدیگه رفتیم و من صاحب یک عدد کفش پاشنه ده سانتی سانتی مانتال شدم ...

هر چند واسه منی که قدم به اندازه کافی بلند هست و شکر خدا مشکل قد کوتاهی ندارم قدم رو خیلی میبره بالا ...ولی  خوب نمیشه توی جشن با صندل رفت که ...واسه همینم خریدمش ..البته جلوش کمی لژ داره و همین باعث میشه کمتر توی راه رفتن باهاش مشکل داشته باشم ..اما خداییش اینایی که مرتب می پوشن فکر کنم دیگه عادت کردن ...

راستی دیروز داشتم با لب تابم کار میکردم یه لحظه روی حالت استندبای گذاشتمش و رفتم و بار دوم که اومدم سراغش دیدم متاسفانه روشن میشه ولی اصلا تصویر نداره و سه تا بوق ممتد میزنه ..گفتم صفحه مانیتورش سوخت ..هیچی دیگه امروز صبح بردمش تعمیرات ..مهندسه گفت عیب یابیش میکنه و خبرم میده ...

حالا هم از لب تاب خواهرم وصلم ....این هم از اتفاقات نامنتظره ...