نرم نرمک میرسد اینک بهار ...خوش بحال روزگار
از ته دلم از خدا می خوام که توی این روزهای اخری سال تک به تک تون هر ارزویی که داشته باشین خدا شما رو به همون ارزو و خواسته برسونه ....
خوب این از دشت اول ...این روزهای اخری من خونه تکونی رو تموم کردم اما نه به شدت و حدت هر سال ..یعنی نخواستم به خودم فشار بیارم ...می دونی اینو از ته دلم میگم سلامتیم از همه چی برام مهمتر شده دیگه نمی خوام خودم و سلامتی رو بخاطر کار خونه به خطر بندازم ...واسه همینم تا اونجایی که بهم فشار نیاد و تفریحی کارم رو هندل کردم و خلاص...
این هفته اخری همش درگیر کارهای مهد پسری بودم ...از اول هفته سفره هفت سین انداختن توی مهد و تک تک بچه ها رو نشوندن پای سفره و عکس انداختن ...دیگه اخر هفته یعنی چهارشنبه هم اخرین روز کاریشون محسوب میشد جشن گرفتن توی خود مهد به همراه والدین ...و من یه نفس راحت تونستم بکشم ...و باز هم خلاص .
از رنگ موهام بگم که خیلی خوب شد و هر جا می رفتم ازم می پرسیدن شماره رنگتون چیه ؟ حالا قبافه من اون موقع دیدنی بود که چی بگم ؟ اخه من چندین رنگ رو قاطی کردم و هی زدم تا شد اون رنگی که می خواستم حالا بیام دونه دونه توضیح بدم ...اخه چی باید بگم؟
هوای اصفهان این روزها بفهمی نفهمی خوبه ...روزها عالیه اما عصر به بعد حسابی سرد میشه ..اینو واسه اون طفلکهایی میگم که خبر از اب و هوای اینجا ندارن ...
راستی یه چیزی که امروز کلی منو خوشحال کرد و دلشادم کرد پیدا کردن دوست و همبازی دوران بچه گی و نوجوانی بود ....خیلی خوشحال شدم به طور اتفاقی توی فیس بوک ...خدا پدر تکنولوژی رو بیامرزه ...بعد میگن بده خوب نیست ....
خوب من فکر کنم دیگه تا سال جدید نتونم بیام ....از همین جا سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم و از خدا می خوام توی سال نو ...روحمون ...قلبمون و جسممون هم نو بشه ...
خدای عزیزم از تو می خوام به خونه تک به تکمون برکت و نعمت فراوانی عطا کن ...عشقمون رو برامون حفظ کن و ثانیه به ثانیه به عمر عشقمون بیافزا ...
خدایا بابت اینکه هستیم کنار عزیزانمون از تو ممنونم ...بابت اینکه همچنان نعمت پدر و مادر رو در کنارمون داریم از تو سپاسگزارم ...بایت اینکه سلامتی داریم ...همسر مهربان و بچه های سالم داریم ...از تو متشکرم ...
خدایا خونه ایی بی دغدغه و با برکت و پر از نعمت به هممون عطا بفرما اممممممممممممین