تازه از باشگاه برگشتم و تازه گی ها به جای اینکه برم انرژی بگیرم و بیام بدتر میشم ...خودم خیلی خوب این قضیه رو حس می کنم ...میدونی من ذاتا می تونم انرژیها رو تشخیص بدم بخصوص انرژیهای محیطی یا انرژی افراد مختلف  بدیش هم اینه که سریع میگیرمشون ....یعنی بارها و بارها برام پیش اومده که حالم خوب بوده و رفتم مثلا باشگاه زمانی که وارد جو اونجا شدم و به اصطلاح جو اونجا منو میگیره و به شدت حالم دگرگون میشه و بیحال میشم به طوری که حالت تهوع بهم دست میده مگر اینکه مثلا طبقه بالا رو ترک کنم و بیام طبقه پایین باشگاه تا کمی بهتر بشم که اونجا هم معمولا تعداد افراد به علت کار با دستگاه کمتره ....

در هر صورت این مدلی هم هستیم و خیلی هم بده ....

یه چیزی رو به ذهنم رسید خواستم بگم ...یکی از بچه هایی که باشگاه میاد و دانشجوهه امروز داشت برامون قضیه پیدا کردن همخونه رو باز میکرد ...میگفت یکی از دوستاش به مدت یکسال با دوست پسر قشنگ با هم زندگی میکردن که بعدش پسره برمیگرده تهران و اونم تنها می مونه و حالا دنبال همخونه است ....زمانی که دوستام ازش پرسیدن همخونه یعنی فقط با همدیگه زندگی میکردن جواب داد نه مثل دو تا پارتنر که شامل تمامی روابط و ریز جزییات هم میشه ....

بماند که یه چندتایی با دهان باز مونده بودن ...اما احساس میکنم از بعضی کلمات دیگه چیزی جز در حد یک کلمه اونم تو کتابا دیگه باقی نیست مثل شرف ...پاکدامنی ...انسانیت و منش و شخصیت ...

میدونی اینکه هر کسی هر طوری دوست داره می تونه زندگی کنه من کاملا بهش معتقد و پایبندم اما ترسم از اینه که توی این جامعه این مدلی اونم با این پارادوکسی که در ظاهر یه مدل رفتار میکنن و اموزش میدن و تظاهر میکنن و در باطن یه مدل دیگه چه طوری میشه دوام اورد ...

اخه یکی دوتا هم نیست ...باز هم خبردار شدیم که یکی از مربی های هیپ هاپمون که خیلی هم خانوم خوش تیپ و خوش بر ورویی هم بود و البته دارای همسر با برادر یکی از مربی ها دوست شده بود و مدیریت باشگاه هم خبردار میشه و عذر ایشون رو میخواد ...البته تا همین جا ش خوبه ...اما تکلیف این همه خیانت ...این همه دروغ اینا رو کی میخواد جواب بده .../

امروز رفتم مهد پسرک مربیش برام تعریف میکرد که یکی از بچه ها رو دیده که در حال گریه کردنه وقتی که پرس و جو میکنه و با کلی ترفند متوجه میشه که بچه از قضیه خیانت پدر و مادرش مطلع شده و طفلی داره غصه میخوره ...

اره حالا فهمیدی چرا می ترسم ...؟ می ترسم از این همه پارادوکس و دورویی ...

حرفم از کجا به کجا رسید حواست هست ؟