روزنگار من
منتها خواستم اینو به خودم یاد اوری کنم که اگر اینا نیست در عوضش زندگی رو به خودمون سخت نکنیم ...به نظر من ما ها همگی خودمون هستیم که می تونیم مدیریت و سکان زندگیمون رو به عهده بگیریم و بس ...هر چند دارای خانواده اوکی باشیم ....هر چند پدر و مادر بسیار فهمیده و باوجدانی داشته باشیم ...
هر چند خواهران دلسوز و مهربانی در کنارمون باشن ...اما اخرش و تهش این خود خود ما هستیم که باید هنرمندانه زندگی زناشویی و همسرمون رو که نزدیکترین فرد بهمون هست رو مدیریت کنیم ...
یه جایی خوندم به این مضمون که باور کنیم که شریک زندگیمون بهترین چیزها رو برای ما خواهان هست ...حتی فکر کردن بهش خوشاینده ....اگر کمی ظریفانه رفتار کنیم و شادی های کوچیک و پیش افتاده رو توی زندگی و نظرمون بزرگ کنیم فکر کنم بهتر و راحت تر بشه راه زندگی رو طی کرد ...
اینکه یه شب رو تو طول هفته در کنار همسرت بدون حرف و حدیث از دیگران سپری کنی و خودت نخوای به مشکلات همون شب فکر کنی عالیه ....
یادمون باشه ...اینو بیشتر واسه خودم میگم تا شما عزیزانم ....یادمون باشه هیچ چیزی توی دنیا به اسونی بدست نمیاد مگر با تمرین و صرف وقت ...دوست داری زندگی زناشوییت عالی بشه ...پس هنر کن و دقت به خرج بده اولش سخته ...مطمئن باش میشه ...